۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

تفرقه را از دست ندهید! این همه چیز ماست!

حکومتی‌ها -به مسخره- جنبش سبز را جنبش "از سروش تا گوگوش" می‌خوانند. غافل از آنکه این تمام سرمایه‌ی جنبش است. این همان چیزی است که باعث می‌شود این مردم بیشتر شبیه به "ملت" باشند تا آنهایی که -بر تن و ذهن- یونیفورم دارند.
شوربختی بزرگ در این میان تاثیر روانی و فرهنگی است که بسیاری از "سبزها" از حکومتی پذیرفته‌اند که در مبارزه با آنند.
"در این مقطع حساس حرفهای تفرقه برانگیز نزنید"
جمله‌ی آشنای بزرگان جمهوری اسلامی وقتی که با "مهربانی" دهان این و آن را می‌بستند. همین "مهربانی" بود که بعدها مجوز قتل‌عام کسانی که شد که لیاقت این "مهربانی" را نداشتند و به "حرفهای تفرقه برانگیز"شان ادامه دادند.
این صدای "مهربان" آرام آرام از میان سبزها در حال شنیده شدن است و این بزرگترین خطری است که این جنبش را تهدید می‌کند. اگر ما در این جنبش هدفی داریم آن هدف پاسداشت تفاوتهای فکری و اعتقادی انسان‌هاست. از هرجایی که گفتمان "خفه شو" به این جنبش وارد شود این جنبش از همانجا شکست خورده است چرا که اگر در مصاف با حکومت کنونی پیروز هم گردد حکومتی دیگر از همان تبار خواهد ساخت.
نهضتی که در زمان مبارزه به مردم اجازه‌ی سخن گفتن ندهد در زمان حکومت به طرز اولی نخواهد داد.
به جای شوریدن بر "تفرقه" بیایید به آن عادت کنیم و آنرا محترم بشماریم.
اگر اتحادی باشد در این تفرقه است!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

مرد تنهای شب کیست؟



این روزها به خاطر مساله بازگشت حبیب به ایران و نشست و برخاستهایش با مقامات حکومتی نام او بر سر زبان‌ها افتاده است. خاطره‌ی مردم ایران از حبیب بیشتر به خاطر دو ترانه‌ی قدیمی او یعنی "شهلا" و "مرد تنهای شب" است.
به خاطر همین هم هست که این روزها که صحبت از حبیب بیشتر شده برخی از او به "مرد تنهای شب" یاد می‌کنند.
ولی کمتر کسی می‌داند داستان "مرد تنهای شب" واقعاً چیست.
حقیقت این است که این ترانه‌ی پراحساس و زیبا را سعید قائم مقامی مجری محبوب رادیو صدای ایران پس از مرگ مادرش و در سوگ ایشان سروده است.
"مرد تنهای شب" اوست نه حبیب.
او که یک مبارز خستگی ناپذیر و یک میهن پرست تمام عیار است.
"مرد تنهای شب" همراه خستگی ناپذیر رنجها و دردهای شماست نه فروشنده‌ی شما!